سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي
امروز احساس
دوست
داشتن
در من
فریاد
می کند...
نمی دانم چرا!؟!؟!؟
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۳۸۴ ساعت 11:51 توسط مرواريد |
سلام ... من مرواريد هستم.در مهر ماه سال 66 به دنيا آمدم. آمده ام كه حرف دل بزنم....
گويند :
هر چه از دل برآيد بر دل نشيند
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهریور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تیر ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
اردیبهشت ۱۳۸۵
فروردین ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آرشيو
پیوندها
بی عنوان.بی نام.بی نقطه.سر خط!
ای خدای عشق...
دلا خو کن به تنهایی...
روی میز آشپزخانه
رضا احسان پور
وجز لبخند چيزي نگفت...
دنیای من
و خدایی که در این نزدیکی ست
سيمين بر
پرتقال
چاي نبات
عطسه های خیال
نوشته هاي اقتصادي يك روزنامه نگار
عمر لحظه ها
دفتر تجربه ها
خنك آن قمار بازي...
BLOGFA.COM